لعنت به تو ای روزگار
ای روزگار لعنتی
خسته شدم از این سکوت
از این شعر های نفرتی
تا کی غم و گریه و شکستن بغض صدام
تا کی باید سیا باشه قشنگی عشق های ما
دوباره خزون اومد نم نم بارون می زنه تو صورتم
بوی خاک و نم کوچه می گه هنوز دیوونتم
رعد و برق فهمیده انگار زندگیم شده غم انگیز
دستهای کی و گرفتی زیر بارونای پاییز
می خوام اینجا با تو باشم زیر بارونای پاییز
ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره.
قبلا فکر می کردم ؛ عاشق شدن یه هنره ؛ کار هر کسی نیست ؛ سخته !
بعد فهمیدم عاشق کردن چقدر از اون سخت تره !
دیدم این عاشق ماندنه که کار هر کسی نیست !
اما حالا فهمیدم اینکه همیشه لیاقت عشقت رو داشته باشی از همه این چیزا سخت تره !!!
مواظب باش عشقت رو اذیت نکنی ...